شکار کبک

  
نویسنده : ج.ق ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ،۱۳٩٠
تگ ها :

شکار قوچ

  
نویسنده : ج.ق ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ،۱۳٩٠
تگ ها :

عکس هایی از شکار های گذشته

 

  
نویسنده : ج.ق ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ،۱۳٩٠
تگ ها :

عکس هایی از شکار های گذشته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : ج.ق ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ،۱۳٩٠
تگ ها :

از شکار خاطره ای بیش نمانده است

 به نام خداوندی که طبیعت زیبا را آفرید

کبک وتیهو وآهو را آفرید


دوستان هما ن طور که خودتان بهتر از من می دانید در این

دوره از زمان

فقط نامی از شکار وخاطره ای به جا مانده که برای شما نقل

خواهم کرد .

شکار در بیرجند به خصوص در استان ما تنها  به شکار چند

پرنده که عبارتند از کبک ،

تیهو وسیه سینه (باقرقره ) وکلرغ یا قر قرو که کمی کوچک

تر از سیه سینه می

باشد ودیگری هو بره (دوقدری ) که مورد همایت بوده و

مرغابی سانان که آن ها هم

تنها درفصل پاییز وزمستان دیده می شود می توان نام برد .

شکار بزرگ را می توان شکار کوه نام برد که عبارت است

قوچ و

میش وکل و بز وشکار دشت هم که آهو و خرگوش می باشد .

حالا خاطراطی ازحدود ۴٠ تا ۴۵ سال پیش از

شکار در اطراف

بیرجند و فراوانی آن ها برایتا ن نقل می کنم .

در سال های نه چندان دور همه چیز سر جای خودش بود . در

پاییز وزمستان وبهار طبق همه ساله باران وبرف میبارید

وطبیعت زیبای منطقه جان می گرفت . دشتها مملو آهو وکوه

ها در حد بی نهایت قوچ ومیش وکل وبز و از پرندگان که

دیگر از حد مجاز سا لانه هم بیشتر بودند . من یادم است که

در بعضی از سال ها آن قدر تعداد کبک وتیهو در دهات منطقه

زیاد می شد که از آن ها به عنوان آفت یاد می کردند واز

شکار چیان خواهش وکمک می گرفتند برای کم کردن، آن ها

را یاری کنند .چون حاصل یک سال کشاورزان را خوراک

خود کرده وگاهی هم کشاورزان ازگندم موشی (سمی) برای از

بین بردن آنها استفاده کرده .

حالا از آهو برایتان خاطراتی تعریف کنم .

شخصا با چشم خودم گله هایی به تعداد ۴٠ تا ۶٠ تایی دیده ام

که حتی در نزدیک ترین  فاصله به شهر بیرجند که دشت

مرک بود که رمه رمه آهو داشت که خودم حتی تا نزدیکی فرودگاه بیرجند آهو

دیده ام . متا سفانه نسل آهو را شکار بی رویه ووجود وسایل مو توری از بین

برد . زمانی دشت ها ی ایران دست کمی از آفریقا نداشت .

شکار دیگری که به تعداد خیلی خیلی زیاد در اطراف شهر ما مهمان بود مرغابی

سانان بودند . یادم هست که مها جرت آن ها از اواخر شهریور وماه مهر شروع

وتا پایان اسفند ماه در اطراف بیرجند زمستان گذرانی می کردند . به یاد دارم

روزها از بالای شهرمان  به تعداد خیلی زیاد به شکل v گله های ١٠٠ تا٢٠٠

تایی از سبز گردن ، اردک وغاز وسرخ آبی دیده می شد که بیشترشان

دراطراف خوسف ودر جنگلی در فاصله ی ٧٠ کیلومتری این شهر رودخانه ای

که دارای دو شعبه بود ودر آن زمان هار از آب ونی وباتلاق بود . یادم هست

وقتی که به شکار مرغابی می رفتیم در طول این دو رود خانه که فاصله ی هر

کدام چند کیلو متر بود در رفت وآمد بودیم و معمولا مرغابی ها از بلای سرمان

در آمد وشد بودند وهر شکار چی که در هوا شلیکش خوب بود مورد هدف قرار

می گرفت .

در یک روز شکار حدود ۶٠ تا ٧٠ تا مرغابی صید می شد . متاسفانه علت

تغییر کردن عوامل جوّی وخشک ساله های مکرر حدود ٢٠سال است که دیگر

مرغابی به تعداد زیاد دیده نشده .

البته دریاچه ی هامون زابل را نمی توان از یاد برد که اقتصاد آن منطقه از

شکار مرغابی که از پر آن استفاده می کردند نمی شود از یاد برد .

از دو ستان که مایل به مکاتبه وخاطراتی از شکار گذشته هستند در صورت

تمایل نظر خود را در وبلاک اعلام فرمایند .






 

  
نویسنده : ج.ق ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ ها :